شب های سپید

تفألی زدم و ...

 

ای دل آن دم که خراب میِ گُلگون باشی

بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

 

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند

چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

 

نقطه عشق نمودم به تو هان سَهو مکن

ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی

 

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

 

تاجِ شاهی طلبی گوهر ذاتی بِنمای

ور خود از گوهر جمشید و فریدون باشی

 

ساغری نوش کُن و جُرعه بر افلاک فشان

چند و چند از غم ایّام جگر خون باشی

 

حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است

هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی

 

پ.ن1: اسیر حس مبهمی شده ام! نه سواد خواندنش را دارم و نه حتی نوشتنش را بلدم! خدا خودش به حال این روزهایم صبر دهد.

پ.ن2: قصدم بر این بود که ادامه قصه رو خیلی زود بذارم اما همه چیز دست به دست هم دادن تا تصمیمات من نقش برآب بشن، اما هر وقت دستِ دلم راه افتاد حتما ادامه اش رو می نویسم. مرسی از نگاه هاتون.

پ.ن3: توی این شبهای عزیز قدر، به یاد همه و من باشید. از خدا بخواهیم به حق همین شب های روشن با ارزشمان کند.

 

*التماس دعا*

 

 

 

/ 35 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهروشا

اندوهت را به برگها بسپار پاییز است میریزد.... [گل]

بهروشا

چه رازیست از پس این نگاه که چنین فراموش شده ایم...[گل] آپم....[لبخند]

یاقوت

سلااام التماس دوعا.. [لبخند]

بهروشا

کاش گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها می اومد بيرون و گوشم رو محکم ميگرفت و داد ميزد که آهای!!بشين سر جات اينقده غر نزن همينه که هست بعد يه چشمک ميزدوآروم تو گوشم ميگفت غصه نخور همه چی درست ميشه…[گل] آپم ...[لبخند]

بهروشا

عیدقربان ، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .[گل]

بهروشا

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی ، پیر میشی از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، می بُری از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی هستی .... [گل]

بهروشا

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد ناشر حکم ولایت به ولی می نازد گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد عید غدیر خم مبارک باد... . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶

behdone

چه نوشته های قشنگی،آفرین.

صهبای بیدگلی

سلام کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی مانا باشید

محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند: لا یعابُ المَرْءُ بِتَاخیرِ حَقِْهِ اِنَْمَا یعابُ مَنْ اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ. برای انسان عیب نیست كه حقش تاخیر افتد، عیب آن است كه چیزی را كه حقش نیست بگیرد. الامالی، جلد 1، صفحه 76